تکلیف چیست ؟

تکلیف در لغت عبارت است از  : بار کردن ، به گردن گذاشتن ،  کاری سخت و شاق را به عهده ی کسی گذاشتن ، وظیفه ای که باید انجام شود  و در اصطلاح عبارت است از آن دسته از فعالیت های هدف داری که با نظر گسترش توجه دانش آموزان  برای تثبیت  یادگیری و شکوفا شدن استعدادهای درونی  آنان داده می شود .  

 

اهداف تکلیف

آموزگاران از ارائه و طراحی تکالیف  اهداف مختلفی را دنبال می کنند که می توان این اهداف  را به صورت زیر  دسته بندی  نمود  :

الف ) اهداف مهارتی  شامل :

تقویت مهارت و افزایش سرعت در انجام کار

ایجاد مهارت های مطلوبی  چون مدیریت ، مدیریت زمان  ، برنامه ریزی  ، طبقه بندی  و سازماندهی  اطلاعات و  آموخته ها و ....

ایجاد عادات صحیح مطالعه

تقویت  مهارت یادگیری  مستقل و خودرهبری در یادگیری

کسب مهارت های تحقیق

درگیر کردن  فراگیران در فعالیت های  یاددهییادگیری   

ب ) اهداف نگرشی شامل :

پرورش حس مسئولیت پذیری

ایجاد نگرش های مطلوبی چون امانت  ، صداقت  ، اعتماد به نفس  ، پشتکار و ....

پرورش قوه تخیل و خلاقیت

برانگیختن حس کنجکاوی فراگیران در زمینه  موضوعات درسی

  فراهم نمودن  موقعیت های  مناسب جهت  تعامل فراگیران  باهم ، با اولیاء خود و ....

الف ) اهداف دانش   شامل :

آگاهی از میزان آموخته های فراگیران

تثبیت میزان آموخته ها

فراهم نمودن موقعیتی جهت به کارگیری آموخته ها در موقعیت های جدید

فراگیری بهتر مطالب جدید

با توجه به گسترش اهداف یاد شده به طور مسلم تنها با ارائه  یک نوع تکلیف  نمی توان  به همه ی اهداف دست پیدا کرد  . بنابراین به نظر می رسد  که در جریان فعالیت های یاددهی  -  یادگیری  از انواع تکلیف  با عنایت به موضوع  و عنوان های  درسی بهره ببریم . 

 انواع تکلیف

تکالیف را می توان با در نظر گرفتن  شکل به کارگیری ،  زمانِ مورد نیاز ،  نوع ارائه  و یا نتیجه مورد انتظار  به دسته های  متعددی تقسیم کرد  :

الف ) انواع تکالیف با توجه به شیوه  اجرا نزد فراگیران

تکالیف انفرادی : به تکالیفی گفته می شود که بر اساس تفاوت های فردی فراگیران و به فراخور علایق ،  توانایی ها  ، نیازها و .... از سوی آموزگار انتخاب می شوند . در این نوع تکالیف انتظار می رود  هر فراگیر تکلیف مربوط  به خود را انجام دهد  . از آنجا که بررسی این نوع از تکالیف به دلیل تعدد وتفاوت زمان بر است  ، آموزگاران تمایل کمتری به استفاده از آن ها دارند ؛ حال آن که  تاثیر به کارگیری آن ها  در بالابردن کارایی فراگیران غیرقابل انکار است .

تکالیف گروهی :  این نوع از تکالیف حاصل  تعامل گروه های  دانش آموزان  طی فرایند تدریس هستند . اعضای گروه  با مبادله ی  اطلاعات ،  آموخته ها و تجربیات خود  ، ضمن دانش افزایی  با همکاری و تعامل  با یک دیگر  تکلیف گروهی  را  انجام  می دهند  .  در روش های  تدریس فعال و مشارکتی  و  تمامی  شیوه های آموزش  مبتنی بر دانش آموز محوری  ، با این نوع تکالیف بخش عمده ای  از فرایند یاددهی – یادگیری  را تشکیل می دهند .

ب ) انواع تکالیف به لحاظ مدت زمان اجرا 

از آنجا که انجام هر تکلیفی مستلزم صرف زمان  می باشد ؛ از این رو می توان تکالیف را به دو گروه ذیل تقسیم کرد:

تکالیف کوتاه مدت  : معمولاً این تکالیف در دوره ی ابتدایی در پایان هر ساعت درس مشخص شده و از فراگیران  خواسته می شود تا تکالیف مربوط را برای روز بعد یا جلسه بعد آماده نمایند .

تکالیف بلند  مدت  : این تکالیف غالباً به صورت پروژه یا واحد کار ارائه شده و انتظار می رود  فراگیران در یک نیم سال  ، ماه و یا چند هفته  تکلیف خود را انجام دهند  .

ج ) انواع تکالیف از لحاظ نوع ارائه

تکالیف را به لحاظ نوع ارائه ی آن ها توسط فراگیران  می توان به سه گروه تقسیم کرد :

تکالیف شفاهی   : در این نوع از تکالیف  انتظار می رود  فراگیران  اطلاعات جمع آوری  شده را به صورت شفاهی  در کلاس ارائه دهند ( مانند حفظ اشعار – سخن رانی  و کنفرانس های درسی ) . این تکالیف علی رغم  جذابیت و تنوع  دارای روایی کم تری در ارزیابی می باشند . 

تکالیف کتبی   : در این نوع تکالیف  از فراگیر انتظار می رود کلیه اطلاعات  ، تمرین ها ،  آموخته ها و ... خود را به صورت کتبی  ارائه دهد  . این شکل از تکلیف ، از نظر سهولت بررسی ، حتی خارج از کلاس درس ، بسیار رایج بوده و به دلیل ارائه بارخورد  مناسب ،  از روایی بیش تری  برخوردار هستند .

تکالیف عملی    : در این نوع تکالیف ، فراگیران به تناسب  اهداف آموزشی  مورد نظر ، تکلیف کلاسی را در قالب یک کار عملی  ( فردی یا گروهی ) از قبیل ساخت  نشریه ، وسایل آموزشی ، ماکت ها ، چارت های آموزشی  و ... ارائه می نمایند . تکالیف عملی به دلیل ملموس بودن و درگیر بودن فراگیران در فرایند ساخت  برای آنان جذابیت  زیادی دارد .

 د) انواع تکالیف از لحاظ نتایج حاصل از آن 

تکالیف را می توان به لحاظ نتایج آموزشی حاصل از آن ها  و بر پایه ی شیوه های تدریس بره کار گرفته شده از سوی معلم  به دو دسته تقسیم کرد :

تکالیف محصول محور    : در این دسته از تکالیف تنها  محصول پایانی  تکلیف که توسط فراگیر به آموزگار ارائه می شود  ، مورد سنجش و ارزیابی قرار می گیرد . مراحل طی شده ضمن انجام تکلیف و یا فرایند پیدایش و انجام محصول  مورد نظر نبوده و فقط یافته ی نهایی  ارزیابی می گردد  مانند حفظ جدول ضرب .

تکالیف فرایند محور : این نوع از تکالیف اغلب به صورت گروهی ، فردی  ، کلاسی  و در حضور  آموزگار انجام می شوند . فرایند انجام تکالیف گام به گام ارزشیابی و ارزش گذاری می شود  . در این دسته از تکالیف به مراحل تکمیل ، اجرا  و انجام تکلیف بیش از محصول نهایی اهمیت داده می شود . از آن جا که این نوع تکالیف در حضور معلم انجام می شوند  ؛ بیش ترین  تاثیر را داشته  و به دلیل نظارت  آموزگار  ،  به شکل صحیح  جهت دهی  و تکمیل می شوند .

 

انواع تکالیف از نظر محتوا 

تکالیف را بر حسب محتوای ارائه شده در  شش طبقه  می توان دسته بندی کرد . این طبقه بندی به ما کمک خواهد کرد  تا آگاهانه  و با تکیه بر هدفی مشخص  اقدام به طراحی ،  تدوین یا انتخاب تکالیف نماییم  . این تکالیف عبارتند از :

الف ) تکالیف تمرینی :

چنانچه بخواهیم مهارت و یا دانشی را که قبلاً آموزش داده ایم  دوباره تقویت و مرور  نماییم ،  می توانیم  از این نوع تکالیف بهره گیریم  . از آنجا که هدف این نوع تکالیف تثبیت  یادگیری است  و فراگیران  می باید یک مهارت  و دانش  را چندین  بار تکرار کنند  ؛ از نظر فراگیران  زیاد خوشایند نیست  ، بنابراین  موضوعات  تکالیف تمرین  را باید متنوع  در نظر گرفت  . این نوع تکالیف  ممکن است  به صورت کتبی  یا شفاهی  ارائه شوند  .  نوشتن  چند صفحه  از یک متن ،  محاسبه مساحت  اشکال مختلف و ... از این نوع تکالیف محسوب می شوند .

ب ) تکالیف آمادگی :

این نوع تکالیف معمولاً برای  کسب آمادگی فراگیران  جهت فهم بهتر درس آینده مورد استفاده قرار می گیرد . در واقع  در این نوع تکالیف فراگیران  پیش زمینه های اساسی درس  را فرا گرفته  و با آمادگی  وارد کلاس درس  می شوند  . تهیه ابزار و امکانات  لازم برای درس جدید  ، مرور درس و مشخص کردن نکات مبهم و ....  از این نوع تکالیف محسوب می شوند .

ج ) تکالیف کاربردی :

این تکالیف با هدف عمق بخشیدن به مطالب آموخته شده و درک عمیق آن ها مورد استفاده قرار می گیرند . این نوع تکالیف به دلیل تنوع موقعیت ها از نظر فراگیران جالب و جذاب است . خلاصه کردن متن ، نقد فیلم ، جمع آوری اطلاعات  در زمینه ای مشخص و ...  از این نوع تکالیف به شمار می روند .

 د ) تکالیف خلاقیتی :

این نوع تکالیف از مشکل ترین و پیچیده ترین  نوع تکالیف به شمار می روند .  ارزشیابی این نوع تکالیف به راحتی صورت نمی گیرد . در این نوع تکالیف فراگیر می بایست دانش ، مهارت و نگرش خود را در هم آمیخته و ایده ای  نو و جدید  بیافریند . عمدتاً به لحاظ مدت اجرا  ، زمان خاص و محدودی را برا ی انجام تکالیف  نمی توان در نظر گرفت . ا ین نوع تکالیف بنا بر  " ماهیت  "  و "  موضوع "  خود ممکن است  انفرادی یا  گروهی  طراحی شوند . برای استفاده و ارائه  این نوع تکالیف می بایست از تکنیک های خلاقیت چون  بارش مغزی   ،  بدیعه پردازی  و ... استفاده کرد .

 ه ) تکالیف پژوهشی :

این نوع تکالیف با هدف تولیدِ دانش توسط فراگیر مورد استفاده قرار می گیرد . روش انجام تکلیف عمدتاً مبتنی بر شیوه حل مسئله و روش علمی است . این نوع تکلیف در زمان طولانی تر انجام می گیرد .  در این نوع تکلیف  ابتدا  از سوی معلم  مسئله یا سوالی مطرح شده سپس فراگیران برای یافت  پاسخ مسئله  باید از روش علمی  و با ساختن فرضیه  ، آزمایش  و ... استفاده کنند . کلیه ی مراحل از جمع آوری  اطلاعات گرفته  تا فرضیه سازی  و ... توسط  فراگیر انجام می شود  . مثالدانه ی لوبیا  زودتر رشد میکند  یا دانه ی عدس ؟

 و ) تکالیف هوش :

این عنوان از تئوری هوش چندگانه   گاردنر  وام گرفته شده است  . وی بر این باور است  که هوش ، با توانایی  تحلیل مسائل و نیز برخورداری از کارایی در محیطی طبیعی و واقعی ، ارتباط فراوان دارد . باید توجه داشت  که گاردنر مهارت و توانایی افراد را در معقوله های هوش طبقه بندی  نموده است و مراد او از هوش چندگانه همان مهارت و توانایی های  افراد است . حال اگر بخواهیم تئوری هوش چند گانه گاردنر را در کلاس مورد استفاده قرار دهیم ؛  آن گاه باید تکالیفی را تدوین کنیم  که مبتنی بر استفاده و بهره گیری از تمامی  توانایی های فرد باشد . معلم در ارائه این نوع تکالیف خود را ملزم به استفاده از هوش زبانی ، منطقی  ، ریاضی ، مکانی ، حرکتی ، جسمانی ، موسیقیایی ، میان فردی ، درون فردی  و طبیعت گرا   می نماید و تکالیف ارائه شده را به گونه ای  تنظیم می کند تا فراگیر در انجام تکلیف خود از این توانایی ها بهره گیرد .

به عنوان مثال : مطالعه فراگیر  در خصوص شیوه های تبلیغی یک کاندیدا ( هوش زبانی ) ، در نظر گرفتن چارچوب زمانی تبلیغات و ارتباط زمان  با نوع تبلیغ   هوش ریاضی  –  منطقی  ،  در نظر گرفتن و تقلید ژست های انتخاباتی کاندیدا   هوش حرکتی – جسمانی  و ...  از نوع تکالیف هوشی محسوب می شود .

 

کنترل ، ارزیابی و بازخورد  تکالیف

کنترل ، ارزیابی و بازخورد تکالیف انجام شده  از سوی فراگیران از اهمیت فراوانی برخوردار است . چرا که بی توجهی به فعالیت کودکان به منزله  اهمیت نداشتن فعالیت های  انجام شده است و این باعث خواهد شد تا فراگیران در فعالیت های بعدی تلاش لازم  را ننمایند . کنترل درست  و به موقع تکالیف کمک  خواهد کرد  تا فراگیران  برنامه ریزی  ، دقت  و مرتب بودن را بیاموزند . 

 راه های رسیدگی به تکالیف

الف ) توسط معلمین :

کنترل تکالیف توسط معلمین به شیوه های مختلفی  ممکن است صورت گیرد . مثلاً درس را از روی تکلیف نوشته شده بخوانند .

ب ) توسط نماینده ی کلاس :

گاهی اوقات تکالیف را می توان توسط نماینده کلاس مورد کنترل قرار داد . به طور مثال : چنان چه تکلیفی تمرینی مبتنی بر جمع آوری  اطلاعات و با تهیه ابزاری جهت درس جدید  باشد ، می توان توسط نماینده کلاس قبل از ساعت درس  انجام و گزارش  را در ابتدای  کلاس درخواست  کرد .  با  این حال  ، باید مراقب بود که در چنین شیوه ای  دسته بندی ها  ، اعمال نفوذ  و .... صورت نگیرد .

ج ) توسط سرگروه ها :

چنان چه به صورت تیمی و گروهی تدریس می کنید و گروه های کاری در کلاس تشکیل شده است می توان از سرگروه خواست تا تکالیف را کنترل و گزارش نمایند . در کنترل تکلیف توسط نماینده کلاس و سرگروه ها  هر چند به اهدافی چون  : صرفه جویی در وقت ، خود ارزشیابی و خود کنترلی ، احساس مسئولیت فراگیران و پی بردن به اشتباهات خود دست می یابیم . در عین حال چنان چه با کنترل و نظارت معلم صورت نگیرد ممکن است معایبی نیز داشته باشد . این معایب می تواند نظیر عدم کنترل دقیق ، دسته بندی و رقابت ناسالم ، اعمال قدرت و نفوذ و ... باشند . با این حال ، گاه گاهی  می توان از این شیوه در کلاس برای کنترل تکالیف استفاده کرد .

د ) توسط اولیا :

کنترل تکالیف توسط اولیا در صورت داشتن صلاحیت و آشنا بودن با شیوه ی کاری بسیار مناسب است . زیرا همان طور که در اهداف تکلیف آمد ، یکی از هدف ها " پیوند بین فعالیت های مدرسه با اولیا " بوده است . چنان چه بخواهیم از این شیوه استفاده کنیم  از قبل باید  اولیا در جریان نوع فعالیت ها  و چگونگی نظارت قرار گیرند .

  چگونگی ارزیابی و کنترل تکالیف

فراگیران باید بتوانند بازخورد کار خود را مشاهده کنند  . لذا نحوه ی کنترل باید  به گونه ای باشد تا برای فراگیر مشخص باشد . به همین دلیل خط زدن ، پاره کردن تکلیف مناسب نیست زیرا به لحاظ روانی نیز حاصل کار فراگیران را با عملی  مثل  خط زدن  و ...  کنترل کردن به معنای بی اهمیتی فعالیت های فراگیران است . به نظر می رسد استفاده از ماژیک های نشانگر برای این منظور و مشخص کردن محاسن ومعایب تکلیف مناسب تر است .

ثبت نتایج ارزیابی تکالیف فراگیران به معنی با اهمیت بودن فعالیت آنان است . لذا باید فراگیران بدانند که هر کار و فعالیت آنان ثبت و در نتیجه نهایی اثرخواهد داشت .  استفاده از تشویق در این راستا می تواند موثر باشد . تشویق این اثر را دارد تا به اهداف تکلیف که همان ایجاد انگیزه برای یادگیری بهتر است ، دست یابیم .